
قفسهنوشت ۳۳۷: خونخورده؛ از مهدی یزدانی خرم
این سومین رمانی است که از یزدانی خرم میخوانم. همان قالب همیشگی که معمولاً جوانی در دورهٔ معاصر طی اتفاقاتی روایتش به سمت گذشته میرود و نقب میزند به اتفاقات گذشته. نسبت به دو کتاب قبلی البته نویسنده توقف بیشتری در گذشته میکند و از پراکندگی تا آنجا که داستانش اجازه میداده است اجتناب کرده است. از آدمهای رمانهای قبلی هم استفادههای خیلی موردی هم...

قفسهنوشت ۳۱۴: بیرون در؛ از محمود دولتآبادی
این داستان بلند را دولتآبادی به سال ۹۷ (یعنی هفتاد و هشت سالگی) نوشته است. متأسفانه انتخاب نادرست زبان روایت (سبک زبانی که بیشتر به درد کلیدر و جای خالی سلوچ میخورد) و نداشتن داستان منسجم و نبود شخصیتپردازی این کار را بیشتر شبیه به تمرین نوشتن کرده است تا داستانی قابل توجه. حس میکنم از جلد سوم به بعدِ «روزگار سپریشده مردم سالخورده» دولتآباد...

قفسهنوشت ۲۹۸: زمستان ۶۲؛ از اسماعیل فصیح
این دومین رمانی است که از مرحوم اسماعیل فصیح میخوانم: قبلیاش «ثریا در اغما» بود که به نظرم جزو رمانهای قابل اعتنا در ادبیات فارسی است. در این کتاب هم شخصیت همیشگی «جلال آریان» که مانند خود فصیح کارمند سابق شرکت نفت بوده است راوی شخص اول است. سبک روایتگری فصیح بسیار به همینگوی نزدیک است؛ کما آن که ظاهراً فصیح زمان دانشجوییاش در آمریکا فرصت گفتگ...

قفسهنوشت ۲۵۲: ارتداد؛ از وحید یامینپور
فرض کنید روز بیست و دوم بهمن، چند ساعت قبل از آن که صدا و سیما دست انقلابیون بیفتد، به جای آن که پیام امام خمینی مبنی بر ریختن مردم به خیابان به دست مردم برسد، گروهی به مدرسهٔ رفاه حمله کنند، اکثر یاران امام را بکشند و خود امام را هم بدزدند. بعدش چه اتفاقی میافتد؟ این تاریخ جایگزینی است که یامینپور سعی کرده است از زبان «یونس» انقلابیای اهل تفکر ...

قفسهنوشت ۱۴۲: رامکننده؛ نوشتهٔ محمدرضا کاتب
محمدرضا کاتب بعد از رمان «هیس» سبک خاصی را در داستاننویسی برای خود به اثبات رساند و از آن موقع در همین سبک قلم زده است. شاید به یک معنا این سبک از داستاننویسی در ردهٔ داستانهای پستمدرن بگنجد، شاید هم نام دیگری داشته باشد که من از آن بیخبرم. «رامکننده» رمانی از کاتب است که نشر چشمه آن را منتشر کرده است. این داستان با روایت اول شخص از زبان نوجو...